♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ادم از دردهای کوچک است که می نالد،وقتی ضربه سهمگین باشد لال می شود .....شک نکن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در ساحل زندگی قدم می زنم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آدم خـاصـي نـيـسـتـم .........فـقـط حس خاصی دارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شاید آرامـ تر میشدمـ فقط و فقط اگر میفهمیدیـ... شعرهایم،بهـ همین راحتیـ کـهـ تو میخوانیـ نوشتهـ نشده اند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میدانم بالاخره یک روز به من نیاز پیدا میکنی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نامردها ... ! چند بُغض ... ؟ به یک گلو ... ؟؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اونی ک الان مال شماست هلاک ما بود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشَب می خواهَمــــــــــ دوستتـــــــــــــ دارمــــــــــــــت را در گوش خودتــــــــــــ بگویم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حسی بهم میگه......رفتنی هستیم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بگذار هر چه از دست میرود برود من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد حتی زندگی را . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردمه .......مثل یک سیب......در یخچال....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
╬═❤╬هــــســـتم ولـــی خـــســـتم ╬❤═╬
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو هر جا که دلت می خواهد سفر عشق برو... من به یاد دل پر احساست خانه ای خواهم ساخت
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 12 ساعت و 11 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .