♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مقــــــداری طناب در خانه هست ... می آیی تا با هــَـــم طناب بازی کنیم یا که گــِـــره اش بزنم بر سقف ...؟!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ما سم ِ مار را با پادزهر خنثی می کنیم اما سم ِ کلمات را چه گونه؟ نمی دانم! حالم خوب نیست!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سالیانست ، که با خود میگویم که چرا متولّد شدم.... و... جواب میشنوم : تو هم مثل بقیه ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
كاش می شد روي اين رنگين كمان ، مي نوشتم : تا ابد با من بمان.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شـبــهـــا زیــــر دوش آب ســــــــرد رهــــا میکـــنـم بـغـــــض زخـــمـهــایــم را در حالی که هــــمــــه میگویند: خــوش به حـــالــَــش ... چه زود فــــــرامــــــوش کـــرد !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یادت هست....؟! روزی پرسیدی این جاده کجا میرود...؟! و من سکوت کردم... دیدی ...! جاده جایی نرفت...! آن که رفت ، تو بودی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کوله ام پشت مرا خم کرده ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم را پس نفرست فقط راه را نشانم بده تا من هم بیایم..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
يكي زير يكي رو دستهايمان زيباترين بافتني دنياست !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کجایی ؟ "یک کلمه نیست،خیلی معنی داره گاهی... کجایی یعنی چرا سراغم نمییای ؟چی کار میکنی؟ چرا نیستی؟دلم تنـــــــــــگ شده...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 23 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .