♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چرا هرچه به پنجره میکوبم لب پنجره نمی آیی؟؟!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیشب خواب می دیدم ...ساکت رو می بستی......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خاطرات بما پشت کرده اند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ببین چگونه پیر می شوم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تنهایی گوشه ی اتاق جا خوش کرده ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غم از نگاهم دست برنمی دارد !!....لعنتی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از باغ نگاه تو چشمهای من امروز.... آلبالو می چیند و گیلاس های سرخ نگاهت را فشار می دهم میان لبهام طعم سرخ نگاهت فراموشم نمی شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
داشتن مغز دليل قطعي بر انسان بودن نيست پـســـتـه و بـادام هــم مـغـــز دارن براي انسان بودن بايد شعــــــــــــور داشت !!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می نویسی واژه ی پررنگ عشق می نویسم می نویسم جان من آتش گرفت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کشوهای درون آشفته ام را بهم ریخ ته ام!! گم شدی درون من اشکها به پای تو ریخته ام!!! دل داده بودم به ماندنت با من و دلم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پرکن پیاله ام را ،که خراب خرابم!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دست میکشم برروی شعر .....از شاخه میچینم تورا
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فقط کمی به من و شعرهایم محبت کن!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 11 ساعت و 23 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .