♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شب ظلمانی ست ...لامصب.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حلقه زدیم درنجابت شعر....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کار سکوت و ولوله بالا گرفته است از بس که چشم به راه گرفته ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ساحل نشين ناز من فانوس دريايي چشمك بزن تا باز گردد امن وآسايش بر عرشه ي طوفاني امواج هر جايي اينجا مسافر،موج، كشتي،ناخدا،تنهاست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا كي كنار بهت غزل....... مي نشاني ام...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پنجره باز مي شود وباران نم نمك بر گونه هاي منتظرم می ریزد... باران صداي چشم هاي كسي را با بوي كاهگل تركيب مي كند...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 13 ساعت و 11 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .