♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دروغي بيشتر نيست......چه اميد محالي !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی سرمای بی تو بودن در عمق جانم ریشه میکند تب تنها شدن و لرز بی کسی بد جور روحم را شکنجه میدهد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عشق چیزی نیست جز بارانی ازغم پشت یک پنجره تا مهری حس کند حال و هوایت را...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه دردناكست در برابر سوالهاي مكرر دل چاره اي جز سكوت نداشته باشي !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مي خواهم تهي شوم از هر چه بودنست،از خود بي خود شوم،اوج گيرم،خيس شوم،زير باران احساست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شعر اعتیاد می آورد مخصوصاً برای کسی که خوب بلد است با دود چشمان تو را تصور کند....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه داســـتانی خواهند داشت .... گرفتن دســـــــــــــــــــتهایت
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کسی را که میخواهی. . . هیچوقت نمی ماند. . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگشتم را فشار می دهم ته فنجان وپرنده ای قلبم را ترک می کند فالگیر می خندد ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این خورشید نیمه کاره ی پشت کوه جان من است که بالا می آید...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نیمکت آخر ..... زنگ آخر ........ و دستانی که نام تورا مدام روی چوب حک میکرد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همه شبها دلم باتوست،تو شبي را بيادم سحر كن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتي در دل شب كنار ساحل دريا مينشينم احساس مي كنم همه چيز مال منست: دريا، آسمان ،شب، مهتاب، ساحل و حتي آتشي كه كنارم روشن ست؛ و از همه بالا تر آرامش حاكم بر فضا كه آنرا با تمامي وجود حس ميكنم... شايد اين حرفها بهانه ايست براي فريب دلم،شايد هنوز هم ميترسم باور كنم شب دريا تو را به يادم مياورد،شايد منظورم از آرامش بياد آوردن خاطرات با تو بودن باشد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 16 ساعت و 53 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .