♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
✿ツ ســـاعــــات بـــــا تـــــو بـــ ـــودن چـــــــون بَــــــرق میگـــــ ـذرد لحظـــــه هـای دور از تــــ ــو چنــــــدین هـــ ــزار ســـــال نــــــوری! بَـــــرق و نـــــور کــــ ـه هَــــم جنسنـــــد پَس چـــــه بَـــــر سَـــــر زَمـــــان می آیَـــ ــد در ایــن معــــــادلــــه؟ ✿ツ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در امتداد یک راه، آدم خشک مقدسی می گفت:"این پادشاه تواناست چون با شیطان پیمان بسته است". جوان با آن کلمات کنجکاو شد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
منو ..قلم .....یک عکس.......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من در انتظار رستخیز می مانم اسرافیل من... من کفن دریده ام اینجا عریانی محض حکمفرماست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ریشخند تلخ این عقربه ها سخت دلم را می آزارد چشمانم را میبینی؟ آخرین قاب تصویرت را به آغوش کشیده....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدای خنده خدا را می شنوی؟ دعایت را شنیده به آنچه محال می پنداری می خندد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرفه می زنم تمام تنهایی ام را گویی سرفه ها تمامی ندارد و میدانم که این نوید مرگی نزدیک است...در جوانی من .....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 9 ساعت و 22 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .