♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آوار تصاویر، خاطره های پاییزی،...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در کنار توام با چند سطر نخ نما و تو خالی نه در حد و اندازه تو که انگارواژه های منند، بهانه ای دیگر برای با تو بودن.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اعتراف می کنم ، بین ما فاصله هست اما به اندازه سایش مژه بر مژه ای. چشم که باز کنی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شاید به یقین رسیده ای...............
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه ساده رفتی؛ از منی که فقط شانه به شانه ی تو بودم تا هر کجا...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تاوان درک فهم حقیقت تلخ دیروز را امروز می پردازم حقیقتی از عمق سکوت در کنارت.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از من رد شدی و باور نداشتم ، اینگونه ام می خواستی؟!! معلق در خلسه تنهایی و بی تفاوتی؟ که سهم من از داشتن تو این باشد؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا بست نشسته ام؛ با قهوه ی نیم خورده و سیگاری سوخته... وا مانده ام، از تعبیر فال آخرین تصویر....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شکستم در برابرت مثل آینه، تا انعکاس تو در من هزار برابر شود برای روزهای بی تو...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گره زده دست و پایم را این تارهای لعنتی... باید تظاهر کنم: که می رقصم، می خندم، می خوانم. باید باشم آنگونه که تو می خواستی. تو خواستی؟ یا تقدیر من است این تارهای لعنتی...؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها زندگی تکرار مکررات است با دو وجه ساده: من انتظار می کشم... تو نمی آیی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای خدای خسته دلان،به من و دل خسته ام، به او و دل خسته اش !!!!!! آرامشی ده آرامشی همیشگی، و برای من !!!!! آرامشی از جنس مرگ.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 9 ساعت و 22 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .