♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاه گاهي خانه ي شني كه مي سازي خودت خراب كن عزیزم ... گاهي با هم بازي زيبايت قهر كن و زياد به گريه ي او اهميت نده عادت كن ، بياموز برگ هاي گل گلدانت را زياد لمس نكن، ممكن است به آن عادت كني ، تو خزان را تجربه نكرده اي كمي بترس- بلنديها را تجربه كن و پايين آمدن با سرسره را تجربه كن و از همه مهمتر الاكلنگ را چون زندگي تورا براي مرداب خود سريع بزرگ مي كند .....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حس می کنم من و دست نوشته هایم ........تکراری شده ایم ........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر نمیتوانم متن های طولانی را تا آخرش بخوانم تقصیر خودت بود آمدی رفتی ... به هر چه کوتاه عادتم دادی ...لعنتی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سرگـــردانــــم؛ شمـــــا دختری را نـدیـده ایـد کــــه سـر مـن روی شـــانــــه هــــایش جــــا مــــانــــده بــــاشد؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مــــی خــواهـــم صــدای ِ نفس هــــایت را بنویــــســـم.........سرانگشتانم که می سوزد ... یعنی وقت ِنوشتن از تـــوست بــیــــا در خـــیـــالــم آرام بنشین ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مثل همیشه پیش از آنکه نامش را حدس بزنی ، بازی تمام می شود....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میخ ات را خوب کوبیدی هنوز جای خاطره ات تیر می کشد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من برای "تنها نبودن" ، آدم های زیادی دور و برم دارم ، آن چیزی که ندارم ، کسی برای "باهم بودن" است....من تو را کم دارم بفهم لطفا......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هی تو.......از اینکه به اتاقم بیایی و در را باز کنی هراسی ندارم ...... فقط قبل از آمدن تماس بگیر ، شاید کمی پیر شده باشم !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بـــــــــی خـــیالِ هـَــر چــِـه زِمِســــتان اســت و بـــَرف است . . و سـَـــرمـــا تـَـمــام پنَـــجــِــره هـــا را بـــاز گـــُـذاشـــته ام ! تــا شـــایـــَد بـــاد بـــویِ پیــــراهـَـنـَـت را بیــــاوَرد..یوسف گم گشته باز آید.....روزی.....غم مخور....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 10 ساعت و 55 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .