♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم مي خواهد گاه به دستانت كه مي نگري جاي خالي دستم را به ياد بياوري افسوس كه اينك دستان من در حسرت دستان توست . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خسته خسته ام ....... از زمانه از صدایه گریه های بی بهانه خسته خسته ام .....از عبور لحظه ها از لحظه های بی تپش بی ترانه خسته خسته ام .....از فراق و انتظار از سکوت هر شب کنج خانه خسته خسته ام .....ازشنیدن قصه های عاشقانه از دلداد گیهای صادقانه و رویا های کودکانه خسته خسته ام......ازعشقی که شدهمبستر کینه های ابلهانه.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به رابطه ها احترام بگذاریم ......حتما حرفی برای گفتن دارند.......والااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چرا....نمی آیی لانصب......آمدنت را سکوت کردم ... داشتنت را سکوت کردم ... رفتنت را سکوت کردم... انتظار باز گشتت را هم ... حالا نوبت توست.....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 11 ساعت و 42 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .