♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر از نداشتنت می ترسم ای مهربان ترین.....خنده های تو کودکی ام را به من می بخشد و آغوش تو آرامش هستی و دست های تو اعتمادی که به انسان دارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی همگان به سر شود ... " و من ... خیلی نگران شده ام ... چون دیگر دارد بی تو هم به سر می شود انگار ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تــوجــایـــت امـــن اســت ایـــنــجـــا مـــیـــان دلــــــــم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا پدر ومادرم رو گرفتی........داداشیم رو نگیر ......خواهش می کنم .......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدیااااااااااااااااااااااااااا..........داداشیم........من که بعد خودت ...کسی رو ندارم ......کمرم رو نشکون ...باشه........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
افکار عاشقانه ام را جمع که می کنم دسته گلی می شود شبیه تو برای تو ......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
داداشیم دوستت دارم .....منو تنها نزاری.........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی من به وسعت خنده های توست اخم که می کنی پوچ می شوم ......بانو....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 10 ساعت و 55 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .