♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این زمین لعل ندارد دل من فهمیده........فکر فهماندن توست که نگین میبینی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوست دارم در قلب تو تنهای تنها باشم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شیرین بهانه بود! فرهاد تیشه میزد؛تا باور نکند صدای مردمانی را که در گوشش میخواندند: دوستت ندارد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهي دلم براي شيطان مي سوزد...! که اينقدر صادق بود دروغ نگفت، تظاهر نکرد حتي به قيمت اخراجش از بهشت و مقام فرشتگي
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بی بهانه در خاطرم هستی شاید دوست داشتن همین باشد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من تو و باران و کوچه ای باریک وقوع یک رویا ! در شبی به غایت تاریک ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلشکسته ای کنار ِ پنجره سیگار می کشد.........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به سلامتی رفیقی که روزی میگفت اگر تو رو با غریبه ببینم شهر را به اتیش میکشم................ ولی امروز حاضر نیست کبریتی روشن کند تا ببیند کجایم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کمی زود بود ... ولی ... دعایت گرفت مادر بزرگ ! پیر شدم... !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اسمان را فریاد میزنم تا ستاره را با ساز من بنوازد.....به نام تو.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این منم که روی وسعت دل زمین می گریم...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 13 ساعت و 35 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .