♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آهای... تویی که آخر اسمت مثل آخر اسمم "ی" دارد ، و می دانم - و خوب می دانم - که هنوز این خراب شده را می خوانی ، بیا امروز را به حرفم گوش کن... آهای... تویی که خوب بلدی خودت را به آن راه بزنی - کوچه علی چپ یا علی راست چه فرقی می کند .....نگرانم... می ترسم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا ! می شود من بمیرم ؟ لطفا !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ساعتم را با چشم های تو تنظیم می کنم اخم که می کنی دقایقی از نیمه شب گذشته است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مردیم از این درد که فریاد نگشتیم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شراب اگرچه حرامست لیک غم نخورم چه باک اگر دل من هم بدوزخش پیوست ؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نبودنم حقیقی ست یا مجازی؟!...)) نبودنت؟ نبودنت؟ نبودنت؟ خوابهایم را تسخیر کرده ای حتی... بیداری هایم که گفتن نمی خواهد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ساده بودم که فکر میکردم قلبت را فقط به من داده ای نمیدانستم چند کپی هم دیگران دارند .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گروهان آماده ....هدف قلب قلب مقابل.........شلیک ......تمام......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا درست تـَه دلم. یک نفر کنار اتش لم داده. همش می خنده ؛.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این ملودی حق من نیست شنیدن حرفهایت حق من است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر بی تو. از خواب بپرم. شیشه ی آب را سر بکشم. و چیزی از پنجره بپرسم؟ پلک می زنم. به سقف خیره می شوم با نبودنت چه کنم؟...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 12 ساعت و 50 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .