♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ســوره ی یـاسینـــِـ قـرآنـــِـ دلتـــ بـودمـــ ... چـه شـد پـســـ !؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکـوتــــــ ... زبـان تنهـــائیـــست چـقــدر بـا خـــودم حـرفـــ مــي زنــــم ؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شمع تولدم را زیر قوری گذاشتم تا روز تولدم ؛ َدم بکشد لیوان های تان را بالا بگیرید این ُشرب تازیانه ندارد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خیس میشوم اما نه از گلوله های بارون ! خیس میشوم از پوکه های اشک اشکی که در نبودنت از چشمانم ! جاریست .......................... تمام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیوانه بــــ ـودن ... برای تو شیرین ترین تـــ ـلخی ست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در زیر شعله های سوزان تنم غرق می شوم و هذیان عشق می گویم ولی هیچکس نیست حتی پارچه ای نم دار روی پیشانی ام گذارد ومن تا ابد می سوزم "نه درتب بلکه درعشقت..."
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صورتم ازشدت گریه سرخ شده یاتازیانه های باد..." به تومدیونم زمستان...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آدمها یک زمانی در یک جایی ناخواسته خودشان را جا میگذارند و میروند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدا یعنی که ماهی ها قشنگ اند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بعضی از آدم ها مقدسند بخاطر صداقتی که دارند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اولین قانون پرواز دل کندن از زمین است
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 18 ساعت و 38 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .