♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی دلت گرفته باشد ... هزار بار دیگر هم که از شانه ای به شانه ی دیگر بغلتی این شب صبح نمی شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه فاصله ايست بين من و تو در تعريف عاشقي
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با کدامین چشم ؟ یار من ، برای دیدنت اشک ریزم با کدامین قلب ؟ یار من ، برایت بی قرار باشم با کدامین صدا ؟ یار من ، صدایت کنم با کدامین بغض ؟ یار من ، برایت گریه کنم با کدامین دست ؟ یار من ، دستان گرمت را بگیرم با کدامین عشق ؟ یار من ، به دلتنگی ها دچارم با کدامین صبر ؟ یار من ، آشفته بازارم با کدامین جرم ؟ یار من ، قلب عاشقم را سوزاندی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش میشد در سایه ی مژگانت ، لحظه ای به تماشای دریای خوشرنگ چشمایت می نشستم .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پس از آمدنت ، در زلال چشمانت خیره خواهم شد و به تو خواهم گفت : سالهای زیادی را به انتظارت نشسته ام .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در امتداد نگاه تو لحظه های انتظار شکسته می شود و بغض تنهایی من مغلوب وجود تو می شود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چگونه در آن چشم های زیبا جا داده ای این همه مهربانی را.................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سراغ از من نمیگيری. تو هم انگار باوركردهای باران نمیبارد ميان اينهمه رگبار سيل آلود. ... توهم انگار میترسی بگویی دوستت دارم. ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درچشمانم تنــهـــــــا یی ام را پنهان می کنم در دلم ، دلتنــــــگی ام را در سکوتم ، حرفهای نگفته ام را در لبخندم ، غــــــصه هایم را دل من چه خردسال است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لحظه هایت را با کسی سر کن که در نبودش ، خاطراتش خلوتت را زیبا کند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
میخواهم مچاله و خیس در آغوشت بمانم ! از پهن شدن بر بند خاطراتم بیزارم .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از تنهایی گریزی نیست........ بگذار آغوشم برای همیشه یخ بزند………. نمی خواهم کسی شال گردن اضافی اش را دور گردن آدم برفی احساسم بیندازد.......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 6 ساعت و 7 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .