♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تولد 18 سالگیم بود. بابام دستمو گرفته وسطه مهمونی. برده توو اتاق خیلی محکم زد زیره گوشم. گفتم این برا چی بود. گفت برا 18 سالگیت بود. یکی دیگه زد گفتم این دیگه چرا. گفت چون منم 18 سالم شد بابام همین کارو با من کرد. یکی دیگه زد من هیچی نگفتم. گفت حالا ما یه زوجیم. من گفتم حالت خووبه بابا. بغلم کرد بعد یکی دیگه زد زیره گوشم گفت حالا برو عشق و حالتو بکن... فک و فامیله داریم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برا مامانم دارم شعر میخونم ... میگم " من کی ام؟ یه در به در ، آواره ی خیابوناا " کامل خوندم بعد دوباره از اول شروع کردم میگم ... " من کیم؟ " مامانم میگه "یه بی پدر" مامانه شوهر دوسته داریم ؟؟فک و فامیله داریم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عمم و پسر عمم از جلو طلا فروشی رد میشدن عمم میگه سینا بزرگ شدی برام از اینا میخری؟پسر عمم میگه اگه تا اون موقع زنده بودی اره!!فک و فامیله داریم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مامانم 2 ماهه به همه گفته خطش سوخته...رفتم نگاه کردم دیدم سیم کارتشو برعکس انداخته تو گوشی !!! آخرشم برگشته میگه همش تقصیر توئه بس که با گوشیم ور میری ! فک و فامیله داریم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
برای دخترخالم توی [!] بوک صفحه درست کردم بعد یه هفته رفتیم دیدم صد نفر دوست داره اونوقت درخواست دوستی براش فرستادم برام پیغام گذاشته شما کی هستی!!!! فک و فامیله داریم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با طرحی ازخواهش به نیاش چشمانت آمده ام برق چشمانت را .............. برای عطش لحظه های دیدار ازمن مگیر که در خمخانه شبا نه ام خمار چشمانتم بـــــــــــــــــــانو .......................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
یه اتاق تاریک ، یه سکوت بُهت آلود ، یه آرامش مسموم ، یه آهنگ ملایم ، یه جمله ی عمیق وسط آهنگ بی تو من در همه ی شهر غریبم و یه قطره اشک که رو گونه هام لغزید بهم فهموند که چقدر دلم برای داشتنت تنگ شده....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سوار بر قايق ارزوهايم..........به سوي فردايي مجهول مي روم " در درياي بي کرانه بودن ها"..کاش تو هم بيايي
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من بی تو هیچم............خاکسترم نکن
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
باد مي آيد موهايم لاي باد مي پيچد صورتم از دلتنگي سرخ مي شود لب دريا مي نشينم واز ته دل نبودنت را آه مي كشم ......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حرفاي عاشقانه نياز به تعبير ندارند حافظم عاشق نبود!!! چون اگر عاشق بود ساده بود و اگر ساده بود نياز به تعبير نداشت!!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوست داشتم هنگامي که از کنارم مي گذري اين راز را در چشمان عاشقم بخواني.ولي تو با بي اعتنايي مي گذشتي تا اينکه امروز قلم را برداشتم تا از بي مهريت بنويسم. ولي وقتي قلم را از روي کاغذ برداشتم ديدم نوشته ام: "با تمام وجود دوستت دارم"
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اين عاشقان هستن كه هميشه تنها مئ مانند ......... . ................
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه حکایت غریبی است حکایت تکرار اصرار انکار و فراموشی......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 7 ساعت و 43 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .