♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
احساس تنهایی میکنم خدا...؟ کاش آخر دنیا بود... کی نفسای آخر این دل میرسه خدا؟ خستست خیلی خسته و دلتنگه .... هست. کاش آخر دنیا بود و گرمای .... .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من کجای زندگی هستم...؟ سایه ها دیگه برام رنگ باختن مثل زندگی... تو چقدر با آرامش اون بالا نشستی و نگاه میکنی... مگه پشت یه صورت آروم . با چشم های پر اشک . یه غبار از غم . دستای قره خورده و سرد . نگاه ... به تو یه آدم آرومه و یه احساس خالی شده هست...؟ ننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننع... خدایا چرا نمی شه بغلت کرد چرا نمی شه بوست کرد چرا نمی شه
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ببین چه ساده ....بدون اراده ...چقدر عاشقانه ....دلم تنگته..............
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدای قلبمو میشنوی...؟ امشب کلی برات نوشته بودم اما همرو پاک کردم... خدایا تحملشو ندارم واسه من سخته... ولی... هر چی توبخوای. سکوتم فقط به خاطر تو بود و هست... خدای من چرا جسمم ازم نمی گیری؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صبح که پا شدم بالشتم هنوز خیس بود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگه دوس ندارم بنویسم... هیچ وقت.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عادتی به چتر ندارم ، باران این را خوب می داند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
فقط منتظر یه جمله بودم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خوب که نگاه کنی می بینی حتی قطره ای از عشقت حتی قطره ای هم هدر نرفته است خدا همه را جمع کرده و همه را برای خویش برداشته و به حساب خود گذاشته است خدا به تو می گوید: مگر نمی دانستی که پشت سر هر معشوق خدا ایستاده است؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 5 ساعت و 21 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .