♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشم انتظارم, چشم انتظار فردایی که درونش و در متنش تصویری از یک آشنا ببینم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزهای تنهایی, دل نوشته های غمگین, نمیدانم اما شاید وقتش شده است قلمم را عوض کنم... جوهرش به پایان نرسیده است اما جوهر تنهایی ام رو به زوال و پایان است اما خسته ام ....نه تنها خستگی بلکه بهانه ای برای دلم جور کرده ام تا دیگر از تنهایی و فراق ننویسم اما قلم تنهایی ام را دور نمی اندازم نمیدانم اما احساس میکنم دنیای سکوت و تنهایی هم برای نوشته هایم دلش اندکی تنگ میشود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم هوای رفتن دارد.........نیاز به کمی غربت دارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدای پای مرگم در گوشم میپیچد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نیمه شبی بارانی، بوی باران، ترنم کوچه های خلوت و من تنها در میان سکوت کوچه های خیس و نمناک نگاهم به در است نگاهی ملتهب که همواره چشم انتظار دیدن توست. مگذار از فراقت این اشک ها ، چشمانم را مانند چشمان پدر یوسف کور کند.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هوای رفتنت عجيب هستی ام را ويران كرده است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کدامین چشمه سمی شد ؟ که آب از آب میترسد! و حتی ذهن ماهیگیر از قلاب میترسد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو نیستی ........باران هست.....عطر نارنج هست.....اما نبودنت را درد می کشم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آمده ام تا زیر باران بنشینم . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این تمام لذت من است ...آغوش من فقط به اندازه تو جا دارد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
كاش میدانستم ... به چه می اندیشی كه چنین گاه به گاه میسرانی بر چشم.... غزل داغ نگاه !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آنقدر باورت دارم كه وقتی میگوی: باران خیس میشوم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اشتبــاه از من بود پر رنـــگ نوشته بودمـت ... حالا برای همین است که زندگی ام پاک نمی شـــوی
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 40 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .