♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من زبان تو را نمی دانم اما حرارت لبهایت را خوب میفهمم چشمانت را ببند بگذار گرمای تنت را خط به خط بخوانم . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بچه بودم بابام منو برده بود شهر بازی سوار تاب زنجیری شده بودیم ، هنوز دور نگرفته بود دستگاه که دیدم بابام داره از ترس داد و هوار میکنه..طرف نگه داشته دستگاهو به بابام میگه چی شده ؟ میگه این پسر من میترسه مارو پیاده کن !فک و فامیله داریم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
The best and beautiful things in this world can not be seen or even heard But must be felt with the heart
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدا هر شب معجزه میکند وقتی قلب من در آغوش تو از تپش نمی ایستد!!!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 5 ساعت و 20 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .