♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زن دائیم برگشته به دوستم میگه عجب چشای قشنگی داری، چشات عین چشای گاوه!!! خدایی زن داییه داریم؟! فکو فامیله داریم؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چند سال پیش رفته بودم فرهنگسرای اندیشه شب شعر،بعد از جلسه با چند تا از دوستای شاعرم وایساده بودیم تو پارک داشتیم یه بحث سنگین ادبی میکردیم که یکی از فامیلای دور بنگی داغونمونو دیدم. مجبور شدیم سلام علیک کنیم بعد یارو فامیله این آدم مودّبها رو دید اومد مثلا کلاس بذاره من ضایع نشم به یکی از نوچه هاش گفت پسر بپّر برو بوفه یه کم آت و اشغال بگیر بیار علی آقا و دوستاشون میل کنن! یعنی از خجالت روم نمیشد دیگه سرمو بلند کنم! آخه فک و فامیل زاقارت ضایس داریم؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوستم میپرسه فردا چرا تعطیله؟ میگم مبعثه… میگه مبعث کدوم امامه !؟ دوسته ما داریم ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو اتاقم نشته بودم داشتم آهنگ گوش میدادم بقض کردم زدم زیر گریه مادرم یه دفعه اومد تو اتاقم بجای اینکه دل داریم بده میگه: چه مرگته!!!! مامانه ما داریم؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خواهر زادم 5 سالشه آهنگ pitball گذاشتم ميگه اين اينگيليسي مي خونه يا خارجي...موندم چي جوابشو بدم ميگه يادم نبود تو زبون مادريتم بلد نيستي!!!الان خداييش خواهرزادس من دارم؟؟؟ فك و فاميله من دارم؟؟!!!!!
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 23 ساعت و 53 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .