#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
#bitohicham سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم. [لینک]
(34460 دفعه)
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند و نام تو را می پرسد بیا در گوش ات بگویم همین زندگی نیز زیبا بود .
باران می بارد... گل می رقصد... زندگی زیباست آسمان خیس است...پرواز جاری ست... فردا کوچ خواهیم کرد... زندگی جاری ست...
چه روزگاری...! آسمان سیاه... ابرها سیاه... زندگی سیاه... خیس و سیاه...
به قدر همین مزار بی نام و بی سنگ
هیچ گریزی نیست ...
چه می توانم گفت
تو مادربی خوابی،من کودک بی آرام
شاید هنوز هم در پشت چشم های له شده درعمق انجماد یک چیز نیم زنده ی مغشوش بر جای مانده بود که در تلاش بی رمقش می خواست ایمان بیاورد به پاکی آواز آبها شاید ، ولی چه خالی بی پایانی !
فاصله ای هم با ما ندارد درست زیر پای ماست.
همین که می دانم تو شلوغی این دنیا تو هستی خوشحالم
چه نیمه شبها وقتی که ابر بازیگر هزار چهره به هر لحظه می کند تصویر به چشم هم زدنی میان آن همه صورت، تو را شناخته ام
نیستی که ببینی، چگونه می گردد نسیم روح تو در باغ بی جوانه ی من
هوای اینجا عجیب بارانیست ... می بینید؟
کاش در قفس باز باشد ،
با تو ...یخ آب می شود در روح من
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 11 ساعت و 41 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .