♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من و تو هر دو تنهاییم، تو در قلب من و من در میان مردم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلِ من مانندِ جاده ای تنها عاشق مسافری شد که فقط از آن گذر می کرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اشک یه کسی رو ریختن با خونش رو ریختن فرقی نداره هر دوتاش جنایته
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
درهوای مانده ی سلول زندانی/ به آزادی می اندیشد زندانبان/ به باز نشستگی
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
جنجال پرنده فروشها بر سر اندازه ی قفس است نه دلتنگیهای قناری..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
الهی! هیچ دری را به حال خود وا مگذار و آبروي هيچ پرده اي را به دست باد مسپار وگرنه پنچره ها دق مي كنند از داغ مردی كه هر شب در بستر يك دريا مي خوابد....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بالا می روم جنازه پائین می آیم جنازه کانالهایی دارد تلویزیون لعنتی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مردی که پا ندارد ........................ نمی رسد؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مثل ردپاهای برفی تا به در خانه ای می رسم . . . . تمام می شوم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عجب جاده ی هرازیست جهان...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چسبیده به کیبورد از بازنشستگی می گوید خودکار خسته ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 9 ساعت و 59 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .