در سرزمینی که روزها همه با دلهره از خواب برمیخیزند من دلخوشیِ کدام دل خسته ام برای ماندن؟برای زندگی کردن برای شاد بودن ....؟؟ کدام بار را به دوش میکشم تا باری را سبک کنم ...؟؟ لبخند را بر لبِ کدام انسانِ خسته مینشانم ؟؟ و عشق را آغوش اغوش بر روحِ کدام خسته دلِ منتظرنثار میکنم ...؟؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 11 ساعت و 41 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .