@yedokhtare 웃 کسی مرا صدا می زند از در به دری باد های پاییز از چشم های مست داوودی ها و پیراهنش می رقصد بر بندهای نازک دلم گاه فکر می کنم خواب دیده ام شاید و راه می روم در رویاهایی که به دست های سکوت زندگی ختم می شوند....
@♥ღ سکوت زندگی♥ღ از بس خودم را مچاله کردم در کنج این اتاق که دیوار هایش روز به روز بهم نزدیک تر میشوند و بوی ماندگیِ حرفهامو میدهد؛ دارم تمام میشوم! شاید روزی باید ته مانده هایم را از لابه لای نوشته هایم جمع کنند و دور بریزند تا بمیرم!
آخرین پستم و خدانگهدار عزیزان !!! ...................... مطلبی رو که تو دیدگاه میذارم چند بار برای من در همینجا اتفاق افتاده و حتما هم برای شما ........
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 5 ساعت و 11 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .