سلام فردای عزیز از نظر لطفت و محبتت ممنونم...البته استاد شهریار درسته که آذری زبان بودن ولی شعرهاشو برای همه کسانیکه ذره ی لطافت در روح و در سینه خود دارند ...حرفهائی برای گفتن دارند چرا که این بزرگ مرد همیشه زنده در قلبها خواهند بود
حیدر بابا! شیطان ما را گول زده و از هم دور گشته ایم
کنده مهر را از دل و کور گشته ایم
زین سرنوشت تیره ، چه بی نور گشته ایم
این خلق را به جان هم انداخته
صلح و دوستی را به خون خود آغشته ساخته
در اون چیزی که گفتی شکی نیست...شعر جوشش احساس شاعره ...حرف های روح شاعره ..حالا اگر زبانش رو هم ادمی ندونه باز هم احساس رو انتقال میده ..اما چه خوبه اگر زبان رو هم بدانی..
او همچنین ادامه میدهد: به عبارتی اصلا روشن نیست که کدام یک از سندها وجود دارد و کدام یک مفقود شده است. به گفته حجت، بخشهایی از سازمان به اتاقهای ادارای تبدیل شده، به همین دلیل هنوز فرصتی برای اینکه بشود کتاب و اسناد را از کارتن خارج و شمارش کرد وجود ندارد. حجت همچنین میگوید: باید ابتدا کتابخانه سازمان از حالت اداری که در این چند سال تبدیل شده، خارج شود. زیرا با این وضع جایی برای قرار دادن این کتابها و اسناد وجود ندارد.
خبر مفقود شدن اسناد سازمان با این تعداد، در حالی مطرح است که به گفته بعضی کارشناسان، باید اول بررسی شود که آیا در سالهای قبل، اصلا این اسناد و کتابها بهطور دقیق شمارش و ثبت شده بود یا خیر. البته روابط عمومی سازمان معتقد است که این اسناد قطعا ثبت شده و تعداد کل نسخه کتابهایی که در کتابخانه پژوهشگاه بوده، 47هزار نسخه اعلام شده است. به هرحال این بحثها تنها برای آن مقطعی است که سازمان به شیراز منتقل شد، یعنی سال 89. به این ترتیب به گفته روابط عمومی سازمان، تعدادی از اسناد برگشته ولی هنوز بازشماری و با مخزن سابق تطبیق داده نشده است، به همین دلیل هنوز آمار دقیقی وجود ندارد. به هرحال جلیل گلشن، رییس جدید پژوهشگاه باستانشناسی در حال بررسی این موضوع است و برای رفع ابهام، بهزودی اطلاعاتی را منتشر خواهد کرد.
اینا مملکت رو به تاراج بردن دوستِ من !!!!
مثِ اون 12 هزار میلیارد تومن که دارن دنبالش میگردن !!!
بعدم میان میگن ما #پاکترین بودیم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بلایی که اینا سر این خاک و مردم آوردن ، قوم ِ مغول نیاورد !!!
و .. او میداند سالهاست مرده است .. در کشاکش تکان های صندلی چرخدارش .. در زیر سرنگ های بیمارستان های بدون سقف .. و .....او .. همه چیز را میداند .. نسل سوخته من ..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 2 ساعت و 11 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .