♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لیلی کجایی ؟ بیا ... اینجامحنون خیلی زیادشده است !! شهرپراست ازبیمارستان هایی که پرشده اند از مجنون های شکست خورده ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ازدرون انگارهزارسال پیرشده ام ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سقف اعتمادهایم رافروریختی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
انگار میدان است دلم !!! هرکس میبیند دورش میزند ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سیگارفروش گوشه خیابان هم فهمید !! وتوهنوزنمیدانی ... من دود میشوم ............... این سیگارهابهانه است ....!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سلول عشق له شده زیر غرورت ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کلافه و بی قرارم ، خبری از گذر زمان ندارم !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نیسـتی، خـدا می دانـد، چقــدر آب به صـورَتـم پـاشیـدم .. لعنــتی ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
رعایت حال دلم را نمیکنی رعایت اشک هایم را کن
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 12 روز و 19 ساعت و 59 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .