#Donbaler امکان ارسال پیامک و ایمیل زمانبندی شده فراهم شد.
دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]
#bitohicham سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم. [لینک]
(34460 دفعه)
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند و نام تو را می پرسد بیا در گوش ات بگویم همین زندگی نیز زیبا بود .
دیگر طاقتم تمام شده!
آنقدر خالی ام که به اشاره ای فرو می ریزم...
"چه کسی می داند چه چیز در چشمان او است؟!!!!!"
مثل همیش اخر حرفم و حرف اخرم را با بغض می خورم عمریست که لبخندهای لاغر خود را در دل ذخیره می کنم باشد برای روز مبادا! اما در صفحه های تقویم روزی به نام روز مبادا نیست ان روز هر چه باشد روزی شبیه دیروز روزی شبیه فردا روزی درست مثل همین روزهای ماست اما چه کسی و چه می داند؟ شاید امروز نیز روز مبادا باشد!
فردا ... توئی که نمی آیی ... ، امروز ... من َم که دارم تمام می شوم ...
خدا نکنه نمکدون
اینجا حتی ، رد پایی هم نیست...
میترسم ... میترسم کسی بوی تنت را بگیرد، نغمه ی دلت را بشنود، و تو خو بگیری به ماندنش ... چه احساس خط خطی و مبهمی است، این عاشقانه های حسود من ...
very nice,,,,,,,,,,,,
والااااااااااااااااااا
کـسـي کـه خـنـجـر بـه پـشـتـم فـرو کـرد بـوی تـنـش آشـنـا بود . . راسـتـی ! ايـن عـطـر را خـودم بـرايـش خـريده بـودم . . .
ما به خودمان مربوطيم، پشتِ سرمان حرف است، هوای بَد است، حديث است ما از پی رَدِپای باد نرفتهايم، نمیرويم. ما دوست داريم، علاقه داريم. میرويم کُنج يک جای دور، روياهامان را يواشکی برای هم شبيه ترانه میخوانيم. ما به خودمان مربوطيم.
تا بتوانم رطوبت چشم ها را که گاهی پر درد سرازیر می شونداحساس کنم ...
به کبریت نیازی نیست سیگار را بر لبم می گذارم و به دردهایم فکر میکنم ، خودش آتش می گیرد …
تنهائی یعنی ... شبها ... تو می خوانی می روی بخوابی ... من می روم گریه کنم بنویسم ...
بگذرد از هفت بند ما ، صدا را تر کند قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 5 ساعت و 42 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .