♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چگونه می شود از خدا گرفت چیزی را که نمی دهد؟! می گویند:قسمت نیــــــست... حکمت اســـــــــــت... مـن قسمت و حکمت نمی فهمـــــــــــم... " تـــــــــو خدایــــــــی" طاقت را میفهمــــی مگر نه؟؟!!!....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بیـــــــا دست خـــــــالی بجنگیم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کلمه هایی که با یاد تو می آیند از قوم مغولند... مــــی آیند آتش می زنند می سوزانند و مــــــی روند...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دستم از اشیا رد می شود!!! از همه چیز... "فراموشت نکرده ام" فقط کمی... کمی.. کمی مر ده ام!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مادر مرا ببخش!!! درد بدنم "بهانه" بود....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 13 ساعت و 8 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .