♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
از لبخندم بترس که معنایش اشکهای فردای توست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزی عشق... نجاتمان خواهد داد!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هنوز برای فریاد زدن پنجه هایم جا دارم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این همان شهرست؟ پیشاپیشم آوارست اینجا/ بر زمین یا رب فقط نعش سپیدارست اینجا/ برسرم خرمای خون آلود میافتد هراسان /بر گلوی نخلها زخم تبردارست اینجا..
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 5 روز و 11 ساعت و 36 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .