♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ذهنــــمـ در تلـــه هیــچــــی افـــتـاده خــــــــــیـره بــه چــــــــهـره ی نا آشــــــــنـا کــــه آشـــــــنا بــود روزی !!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هـــــوا ابـــریــــســتـــــــــــ امـــا در ایــــنـــ هــــوایــــــ ابــریــــ هیـــچــ کــســ نــیــامــــــــد .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هــــــــوا ابـــــری شـــــــد بـارانـــــــ بــاریــــــد بـــــــی وقــفـــه قـــــطـره هــا را راهــــــــــی کـــــــرد تــا نـا امـــــیــد نــشــــــــومـــــ
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
پشــــــــت نوسته هایم ..... قــایــمــــ مــی کـنـمــــــ تـنـهـایــــی امـــــــــ را......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ســایـه اتــــــــ بـــــوی ادکــــــلن دیــگــری مـــــی دهـــد ! ســـــــــرابــــــ بـــــــودی فـقـطـ یکـــــــ ســــرابـــــــ ... !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اگر زیادی سردم، ... اگر خیلی حرف ها می خشکد جایی میان خیال و چشم های تاریکم، ... دست خودم نیست! بگذریم ... من هم خوب می شوم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی وقت ها، می شوم همان سکوت ناگزیر. بی هیچ دلیلی، خاموشی می گیرند ر ِنگ هام. انگار نه انگار که زاده همان شعور ملعون آدمی باشد ...لعنتی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
« اینحا، همیشه بوی تو را می دهد. »
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لای این حرف های سرد، ... هوای نگاه سکوت وحشی زندکی است. ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیوانه ای زیر باران می رقصد.....صبوری می کند برای تنهایی غریبانه برگ ها ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می دانم، برای حرف های مانده، ... زبانم به لکنت می افتد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این بود، زندگی ... باور ... نمی کنم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می دانم حضورم شبیه مرداب ها خاموش و تاریک است. می دانم ساده و تلخ شده ام...کاش تمام نور ها می مردند، و تو، شراره کوچک شمعی، سو سوی فانوسی، زنده میشدی باز، ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 8 ساعت و 42 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .