♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردم ست ، یک نفر کاش بین دست هام هآآآآ می کرد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم می خواد وقتی مُردم لااقل قشنگی های دنیا رو دیده باشم..........چشم های تو رو میگم خو...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خداجان: دستت درد نکند ، جیب هایت پر از گریه های قشنگ ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عاشق و بی قرار بودند،تعهد های ما....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرزوهای رنگی تردید های موذی! آرزوهای بر باد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من باید گریه کنـــــــــــــــــــــــــــــــم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا، یک وقت اشتباه نشود ! می دانم تو خوبی ... می دانم خیلی ماهی ، خیــــــــــــــــــــــــــــــــــلی ... منم که بد و ضعیفم ... خداجان، نمی خواهم روی حرفت حرف بزنم، از من به دل نگیر ... کمکم کن قوی باشم... تردید ها دارد کمرم راخم می کند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دوست دارم دست دلم رو بگیرم، با هم برویم دور دنیا هی عکس بگیرم ... هی عکس بگیرم ... هی عکس بگیرم ... هی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزهااااااااااااااا.....................به مـــــــــــــــــرگ فکر می کنم ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مجنون بی دلی شده ام که پشت پنجره می نشیند و برای گنجشک ها که توی سرما مانده اند...روضه می خواند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگو نیست، که به صداقتت شک می کنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم گرفت اما حرفی نزد نگاهم تر شد اما ساکت ماند وپرده ی غم صورتم را فراگرفت اما فریادی نزد کاش سکوت اینقدر ساکت نبود و فریاداینقدر پر سروصدا میدانم فریاد سکوت از فریاد فریاد بلندتر بلندتر است سکوت صدا نمیدهد فریاد میزند حرف نمیزند داد میزند لیکن کیست که صدایش را بشنود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ای بت شکن بشکن بت های محبت را وبت های عشق را بت های هوس را هم بشکن همه را ونگو چرا؟ تا شاید من آنگاه آرام گیرم ودیگر نگاهم کابوس نبیند
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 10 ساعت و 57 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .