♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هرگاه صدای جدیدی سلام می کند تپش قلب می گیرم! من دیگر کشش خدا حافظی ندارم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم می خواست زمان را به عقب باز می گرداندم ... نه برای اينکه آنهايی که رفتند را باز گردانم ... برای اينکه نگذارم بيايند ....!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همیشه درد از دیگران است گاهی از نبودنشان ، گاه از بودنشان
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دل دو حـرفی مـــن ؛ خیلی حـرف داره .... خیـلی ... !!!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلـم مـیـخـواد . . یـکـی ازم بـپـرسـه خـوبـی؟ بـگـم . . اوهـوم !! ... بـگـه دروغ نـگـو بـغـلـم کـنـه و بـگـه . . چـی شـده ؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر تپشی ندارد...........این قلب رنجور....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امشب سردم است نه به خاطر آمدن زمستان آغوش گرمت را میخواهم بوسه عشقت را میخواهم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آه از روزگار ... با این همه اشکها و لبخندهایی که در دلش دارد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدایش را میشنوم... مرغک دارد خوش میخواند این بار را به خاطر دل من....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چشم انتظارم, چشم انتظار فردایی که درونش و در متنش تصویری از یک آشنا ببینم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روزهای تنهایی, دل نوشته های غمگین, نمیدانم اما شاید وقتش شده است قلمم را عوض کنم... جوهرش به پایان نرسیده است اما جوهر تنهایی ام رو به زوال و پایان است اما خسته ام ....نه تنها خستگی بلکه بهانه ای برای دلم جور کرده ام تا دیگر از تنهایی و فراق ننویسم اما قلم تنهایی ام را دور نمی اندازم نمیدانم اما احساس میکنم دنیای سکوت و تنهایی هم برای نوشته هایم دلش اندکی تنگ میشود
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 17 ساعت و 31 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .