♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چرا قلبم پیر نمی شود ! من خسته ام
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هوایی را که کز کرده ام در آن به هم نزنید از تلخی سوخته هایم خاکستری می شود آسمان....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من برای تو و ماه آواز خواندم اما تنها ماه آواز مرا به خاطر سپرد !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
می خواهم غوطه ور باشم در این سکوت مرگبار...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بازگشته اند دردهای قدیمی تصویرهای تاریک از من در آینه...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو هم مومن نبودی....و حتی در حریم ما . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من به دنبال فضایی میگردم.لب بامی،سرکوهی...آخ میخواهم فریاد بلندی بکشم....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خاطرات زخمی مردم دلشکسته ی این شهر غبار کهنگی امسال را بر دلم گذاشت ومن هنوز منجمدم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی خواستن آنان که از تو شعر می خواهند از خود شعر زیباتر است...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به یمن اینکه دلم سکوت این ترانه شکست /قلم کمر به نوشتن سوز این زمانه ببست /که مهر آمد و وآئین ماه مهر به جاست /کجاست ماه و مهر من کجاست کجاست؟ .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
قصه و اشعار من چه چه ...هیچکس از ما نمی پرسد درد بی درمان این شعر و ساز چیست؟ ماجرای گریه در پرواز چیست؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حکایتی که صدایش صدای ساز شکسته هاست و شاید شکسته سازها و آن حکایت قلمهای شکسته است و شاید قلم شکسته ها... من این روزها دیگر قلمم ساز نمیزند...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 23 ساعت و 26 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .