♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من همانند سرباز مانده در برف....و گویی زمین زندگی اش را به عاریه نهاده است ...خورشید من!! می توانی هوی گرمی بر دستان یخ زده ام باشی...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سخت دلتنگم از این روز و شب و فاصله ها...کاش از دل برود حس کبود شب تار...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو چه کردی ای یار با روزگار ما ؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در این دنیایه عاقلان بگذار من دیوانه باشم ...تمام و دیگر هیچ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من باور نمی کنم که زمین گرد باشد، از هرطرف که می روم به خودم نمی رسم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کجاست جای رسیدن و پهن کردن یک فرش و بی خیال نشستن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی مقصدی را می جوید ..توکاشف آن باش ....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نفرت هنوز هم زنده است خشونت هم هست و مردم هنوز آشفته اند...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 6 روز و 22 ساعت و 48 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .