♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گل آفتابگردان چه حالی دارد روزهای ابری...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو اصلآ گناه نداری دریا !نگاهـم در دلـت بـی ثـمر مانـد ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بلند بلند مرا می خوانی، و اصلآ حواست نیست دارند تمام وسوسه های خفته در دلم بیدار می شوند ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ربطی به ابرها ندارد٬ چتر دلتنگی همیشه بر سر عشق باز ست ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه بد است دست خطّ سرنوشت....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خرده نان ِ خیس خورده و هیاهوی گنجشکها پشت پنجره !
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 15 ساعت و 42 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .