♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی مرا میان دستانت جای میدهی وجودم را اتش میزنی ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
او...مرا افکنده در تٌنگی که نام دیگرش دریاست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی حرف از رفتن میزنی فقط برو... مابین اینهمه رفتنت و نا امید کردن تمام امید هایم به عقب نگاه کردنت چیست؟!؟!؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من پله های پشت بام را جارو کرده ام/وشیشه های پنجره را هم شسته ام/کسی می آید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لطفا حرمت نگه دار... اينجا خبري از احساساتي احساساتي كه خرج غريبه بشه نيست... اينجا احساسات فقط و فقط متعلق به يك نفره يك نفر كه نيست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آرامشم این روزها مدیون همان انتظاری ست که دیگر از هیچکس ندارم......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مـــــــــــَن مال ِ تنهایی هایم هستم !! بی تعارف...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها دنیایم به اندازه یک نفر کوچک شده... و یک نفر به اندازه خدا برایم بزرگ... قمار بزرگی کرده ام... اگر برود دین و دنیایم را باخته ام...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به صلیب کشیده مرا بغض نبودنت...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مرغ دل یک بام دارد دو هوا گه مدینه میرود گه نینوا...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کاش کسی می فهمید،وقت دلتنگی،وزن یک اه چقدرسنگین است....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گاهی وقتــــــــــــها دلم میخواهد بگویم: من رفتم ؛ باهات قهرم ، دیگه تموم ! دیگه دوستت ندارم ….. وچقدر دلم میخواهد بشنوم: کجا بچه لوس !؟ غلط میکنی که میری ….. مگه دست خودته ؟ رفتن به این راحتی نیست…. !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من ماندم و حلقه طنابی در مشت ....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 21 ساعت و 26 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .