♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گلوله نمى دانست ...!!! تفنگ نمى دانست ...!!! شكارچى نمى دانست ...!!! كه پرنده براى جوجه هايش غذاميبرد ... خـــــداكه مــــــــي دانســـــتـــــــــــــ ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
گر خانه همين است همه خانه خرابند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
لحظه های جوانی ام بر لب پرچین سکوت کز کرده
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا کی دیگران به جای تو آرامم کنند نگو دستمال نداری دستمال لازم نیست با دست هایت اشک هایم را پاک کن......
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا...آسمان غمگین است رعد و برقش چنان می شکند هر دم بغض که دمادم بر من می گرید و به من می گوید آسمان غمگین است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کس نمی داند چه می گویم بعضی خوانند و گویند: عاشق است می گویند جوان است می گویند دیوانه است می گویند همچون دیگران است اما هیچ کی نمی داند و حتی قدری نمی پندارد" شاید" این دیوانه هم در شعر هایش چون شاعران بزرگ که بزرگ می خوانند "ایهام" دارد..........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غصه خوردن قصه ی خاک خورده ی باغ دل است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عجب هوایی دارد ساحل چشمانم........کنار خزر...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایی که در این نزدیکیست سهراب گفت لای این شب بوها پای آن کاج بلند اما نگفت اگر شب بو چینند کاج را برند خدایم چه شود شب بو چید کاج ام برد خدا کو خدا کو خدا کو.........
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اسمش را گذاشتم شعر! ولی شعر نیست ... وقتی آسمان ابی همواره برایم سرخ است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چندگاهیست که بیمارم اما مرا با درد خود رها کنید من به بیماری خویش محتاج ام.......
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 7 روز و 23 ساعت و 24 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .