♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
غروب كه مي انديشم به فروغ ديگر نمي خواهم پرنده باشم مي خواهم پرواز كنم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بهار را دوست دارم و نوروز را هم به خاطر یاد آوری اینکه هیچ چیز پایدار نمی ماند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کدام خبر ... سایه انداخت بر تصویر تو در ذهن من هر چه می گردم هیچ نمی یابم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
با کودکی ام انگار فرقی نکرد ه ا م هنوز "دوستت دارم" را نمی توانم راحت بگویم
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عزاییل گریست مرگ عاطفه را..زمینی ها....دید
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیشب خواب دیدم بهشتی هستم که در جهنم سکوت .... زندگی می کند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
کنارم می نشینی . حسادت می کند ماه فرمان بارش می دهد به ابر بی خبر از آنکه نزدیکتر به هم می شویم ما...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ماه لبخند تو ..اشک من..همین...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
امروز خزر... شاد نبود لاک پشتی به پشت افتاده بود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به شعرم رنگ قرمز مي زنم براي محو پينه هاي دست برادر كينه هاي دل مادر براي محو لكه هاي سياه سکوت زندگي...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سه تاری خریدم گذاشتم گوشه دلم تا وقتی که پیر شدم برایم گریه کند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بهاررا دوست ندارم جوجه گنجشک های بی مادر را می کشد
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 10 ساعت و 30 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .