♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی بی تو چه غمنامه تلخی ا ست
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تو چه خود باشی و چه سایه ی خویش روزی آخر این شب یا تورا در تو یکی خواهد کرد یا تورا در خود ... هیچ ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اولین باراست به افق نزدیکم...همین..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
تا فریب این سیب مُهر یک تبرئه ی تاریخی در پسش پنهان است جایی برای سرزنش هیچ آدمی باقی نیست . . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
معجون هذیان واره هایم را کسی هست تا سر کشد؟ آن زمان که ماه کامل تنها دلیل جنون بود...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نگاهم را دنبال نکن برای دیدن اشک های من کمی دیر است ماهی کوچک قلبم را وعده ی برکه ی رویایی عشق تو انداخت از نفس...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
صدا؟ سکوت رطوبت...خزر..مه .... خیس شد چشمانم در هجوم آستیگمات نت های خونین به دهلیز چپم....
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 10 ساعت و 32 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .