♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هبوط میکند بر صلیب!!! مسیح مثل ستاره من هرگز غروب نمیکند در آسمان بنفش......همین
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
به سراشيب زمان هر دم اين عمر گذشت مرگ از من پرسيد : ز كجا آمده اي ؟ و منم مانده چه گويم به جواب به جوابش گفتم : نه كسي بود بگويد با من نه خودم فهميدم ودراين عمر گران نه شنيدم سخني را كه به دردم بخورد نه سكوتي كه مرا تا لب دريا ببرد
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها به لطف تو ....فقط از تو می نویسم ...همین....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی تو نیستی ، نگاهم حوصله نمی کند پایش را از چشمم بیرون بگذارد. . . !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
حــــالا ... من از کجـــا بیـــاورمــت؟!....با این ساز گیتارم.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من و خزر .. بی کسی...سرد است نگاه مرد ماهیگیر....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
روحم دیگر دانه نمیخورد از دریچه قفسش...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
بزرگ بودنت رو وقتی میفهمی... که بتونی گناه نکنی!!!!خیانت نکنی به همین سادگی! به همین سختی.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی که دلت تنگ میشود... راهیت میکنن...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا ؛ احساس ، فروشی شده … عشق ، اجاره ای شده … و تنهایی هم برای ما آدم شده …
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من سرشارم از تنــهایـــــــــی…کجایی.....؟
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 18 ساعت و 22 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .