♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آه از اسمائیست که دلم رابرده ومن سرگشته، پابه پای دل خود در جوشم...تا که شاید برسم برسرکوی یارم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چرا پاسخ نمی گویی؟ صدایم را مگرنشنیده ای ای دل؟ چراپاسخ نمی گویی چرا ساکت شدی ای دل؟ مگرنشنیده ای، دیگر صدایم در نمی آید؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
توانِ اشک ندارد دلی که پاگَرد است بگویمت غم دل را؟سکوت بهتر نیست؟
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
توبرایم غزل بخوان من بغض کرده ام...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
"عاشق شدن که شرم ندارد گناه نیست" اما چرا دلم غم دنیا گرفته است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها....در عمق غزل چشمانت جا نمی شوم...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدای من چقدر انسان بودن سخت و دردناک است! و سختر از آن ; آدمیت! و از آن دو سخت تر , اینکه ندانی; انسان را آدمیت لازم است یا آدمی را انسانیت ؟!
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دیگر آسمان هم برای ما خرامان میبارد ; ناز چشم های خویش که هر ساعتم بارانی است !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نه قرآن میخوانم به صوت غمین ! نه شعر و طرب را به رسم مردم لعین ! نه مناجات شبانه و نه دعاهای روزانه ! تنها ... تنها دوستت دارم را میخوانم ! روزی یک وضو یک رکعت یک کلام قبول باشد !
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من خدا را در تو دیدم .....باورم شد که خدا ، رنگ احساس من است
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خدایا دل به دریای محبت بزن ....بیمار ما را شفا بخش.....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
دلم که می گیرد کودک می شوم ... کفش هایم تا به تا می شوند ... دستانی می خواهم که آرامم کنند ... مهربوونی که به فکر دلتنگی هایم شود ... و گلویی که بغض امانش را نبرد ... بهانه گیر می شوم ... نق می زنم که این را می خواهم .... که آن را می خواهم ... ولی هیچکس نمی داند ؛ که به جز تو هیــــــــچ نمی خواهم ...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 8 روز و 18 ساعت و 17 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .