♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چقدر این جمله را دوست دارم..... فدای سرت....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در يك قدمي دريا باشي ؛ پاهايت را خيس نكني ! موسيقي ِ سايش صدف ها را ميان دستانت بشنوي ؛ خاموش باشي ! پيوند رود و دريا را ببيني ، سنگ هاي صيقلي ِ زيبا را لمس كني ، صداي شاخه هاي تر و خشك را ميان آتش بشنوي و... ؛ " همچنان دور بماني "...یعنی خیلی تنهایی....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
همين جا مي نشينم در اين كنج خلوت روي همين صندلی ..کنار خزر..... غريبه كه نيست...با دردهایم....آخرين شعله ي تنهاييم را روشن مي كنم آخرين كبريت ِ بي خطر ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
در باغ هستی ، شاید کار ِ ما گل چیدن است ؛
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
هيچكس كه باشي ؛ غصه اي نيست كسي بودن سر آغاز ِ قصه ي غصه هاست...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
كوتاهي از تو نيست كوتاهي از لحظه هايي ست كه در حضور تو ميل ِ به ماندن ندارند ؛
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
اینجا چراغی روشن کرده ام که زیر نورش ، کلمات پروانه وار به ساز ِ دل ِ من می رقصند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
ایـــــــن روزهــــــــــــا صدای در که می آیــد، آتش می گیرم..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این سکوت ژرف ؛ بهتر از هزار حرف ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
آدم ها وقتی تحمل شنیدن واقعیت هارو ندارن....اسمش رو میزارن تهمت وافترا...این یه رسم شده دیگه ...کاریش هم نمیشه کرد...
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 9 روز و 18 ساعت و 26 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .