ساعتها به صفحه ی موبایل زل میزنم... بی آنکه حتی پلک بزنم... او هم مثل تو سکوت کرده است... نه زنگی میزند... نه پیغامی میدهد... میدانی... این تکنولوژی مسخره ترین اختراع دنیاست وقتی تو نیستی...
یه دایی دارم که جوونیاش بدنساز بود و خوش هیکل، وقتی شیش هفت سالم بود یه بار ناخواسته صدای صادر کردن بادی رو ازش از دستشویی شنیدم! گفتم این چی بووووووود؟! گفت: هوا تو بدنم جمع شده، خالی کردم جاش عضله بیاد! به کسی نگو چون این رمز موفقیت منه! و بچه معصوم زودباور تا مدت ها سعی می کرد با همین متد عضلات رو بسازه!!!
سال پیش تو خونه دراز کشیده بودم .حوصلم سر رفته بود .گفتم چیکار کنم چیکار نکنم؟گفتم بزار زنگ بزنم برای یه بار هم که شده 118 بعد اسگل کنمشون و بخندم یخورده حوصلم جا بیاد . اقا زنگ زدم 118 مرد ورداشت .گفتم الووو.ببخشید شماره تلفن سیندرلا رو میخوام .) یهو یارو گفت :اره ؟؟؟منو اسگل میکنی ؟؟الان من شمارتو میدم تا قطع کنن و دارم با دوربین میبینمت .گفتم اگه راست میگی من الان در چه حالم ؟؟بخدا گفت دراز کشیدی بقل تلفن .بخدا . من سکته کردم .گفتم:اقا جون مادرت ببخشید .غلط کردم .گه خوردم تو رو خدا ببخشید . یارو ترکیده بود از خنده .منم گریه ام گرفته بود اگه قطع کنه من چی به مادرم بگم . تا 2 هفته هر روز ،دقیقه به دقیقه مثل اسگلا تلفن رو ور میداشتم ببینم بوق داره یا نه .
چند سال پیش یکی از دوستام چند تا خشاب قرص کدئین را خورده بود که خودکشی کنه, منم بی خبر از همه جا رسیدم دیدم افتاده وسط اتاقش... گفتمش حالت خوب نیست؟؟؟ اونم گمونم دچار سرگیجه شده بود دست گذاشت رو پیشونیش, منم فکر کردم سردرده یه دونه دیگه قرص با زور بهش خوروندم... بیچاره بد تقلا میکرد اون آخری را نخوره )))))))))) به هر حال از شانسمه اینجا در خدمتتون هستم و به جرم قتل بازداشت نشدم و ایضا از شانس اون که چنین رفیق شفیقی داره ولی هنوزم داره نفس میکشه
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 10 روز و 4 ساعت و 56 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .