♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سردی زمستان به من آموخت در انجماد شکوفه بزنم.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
وقتی نیستی در برابر گریه و بغض ام ، آسمان و ابرهای پاییزی هم کم می آورند . و وقتی هستی ، هوای بارانی پاییزی در مقابل خورشید حضور تو خجالت زده میشود . .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
شعر می نویسم یعنی که هنوز هم،واژه های ساده باور نکرده اند، مرده ام..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
عاشقان را دست کم نگیرید آنان هم چون پائیز دل آشفته ای دارند
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
من مرد روزهای نبودنت نیستم .
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
سکوت...نام كوچك من است با لبهايي خندان..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
خنده بادبادكها... لاي بوسه هاي باد ....مي گريد كودكي ام ...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
افسوس که گذشته .....دیگه بر نمی گرده...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
این روزها در بین مردم دیگر هیاهو نیز حتی سکوت کرد...
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
زندگی یک تراژدیست؛ با گریه های قهرمانش آغاز می شود، با رنج هایش ادامه می یابد، و با مرگش پایان می گیرد.
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
مشق می کنم، هر شب؛ خطّ چشم تو را ..
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
چه دلنشین می پیچد، در گوشه گوشه ی اتاق سرد و خالی ام، در سمفونی با شکوه مرگ، طنین تار عنکبوت
اکنون که مرگ ساعت خود را کوک می کند
13 سال و 11 ماه و 11 روز و 2 ساعت و 38 دقيقه قبلو نام تو را می پرسد
بیا در گوش ات بگویم
همین زندگی نیز زیبا بود .