J_a_♥_a_D
آنها با تمام توان ما را تحریم میکنند.... ما با یک بند انگشت آنها را تحقیر…..
J_a_♥_a_D
بیا باغ و گل بی قرار تو اند .. شب و پـنجره وامدار تواند .. در این بغض و تردید و ناهمدلی .. دل و دیـده در انتظار تو اند . . . یا صاحب الزمان ادرکنی
J_a_♥_a_D
شهید هفده ساله مصطفی کاظم زاده: هرگاه در مسئلهای گیر کردی، فقط به خدا امید داشته باش.» «هیچگاه از خدا ناامید نشو، زیرا او خوبی ما رو میخواد.»
J_a_♥_a_D
(( آسمان اینجا چندان آبی نیست )) .... مادر، سلام! سلامت باشی الهی... از طلاییه برایت نامه مینویسم؛ واژههایم طلاییترین لحظههای خود را فریاد میزنند. مادر، دلم برایت به اندازه یک دنیا تنگ شده. میخواستم اشکهایم را با نامه پست کنم برایت؛ اما یاد قلب بیمار تو افتادم، گفتم که صلاح نیست. مادر جان، من امشب با شب خیلی خودمانیام، میخواهم تا صبح با چشمانم سجده کنم. به شب از سحر میگویم که آغاز لحظههای ناب جدایی است. ستارهها اینجا به من میخندند. اگر نامه خط خوردگی دارد، به خاطر سرفههای من است؛ آخر آسمان اینجا چندان آبی نیست. سینهام خش خش میکند، مثل برگهای پاییزی... مادر، این چفیه، هم سجاده است، هم قلک اشکهایم. رفیق بدی هم نیست. شیمیایی که میزنند، به خیال خودش مرا مدد میکند. مادر، جبهه برای من از مدرسه بیشتر درس داشت. اینجا همه معلمها شاگردند و همه شاگردها معلم. مادر، اینجا صدای پای باران به گوش میرسد. تو را به خدا دیگر نامه ننویس. نپرس چرا، که بغضم میترکد... مادر، من و ما میجنگیم تا خداییترین آسمان جهان مال تو باشد. برایم دعا کن. برای دلت دعا میکنم... یا علی
J_a_♥_a_D
خداوند به قدری مهربان است که گویا فقط همین یک بنده را دارد که دائم به او می گوید:این کار را بکن و این کار را نکن تا درست شوی. . . < مرحوم شیخ رجبعلی خیاط >
اللهم-عجل-لولیک-الفرج . . .
14 سال و 3 ماه و 29 روز و 11 ساعت و 56 دقيقه قبل
14 سال و 3 ماه و 29 روز و 11 ساعت و 56 دقيقه قبل
14 سال و 3 ماه و 29 روز و 11 ساعت و 54 دقيقه قبلاللهم-عجل-لولیک-الفرج . .
14 سال و 2 ماه و 13 روز و 5 ساعت و 45 دقيقه قبل