پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
گاهی خدا بهم تقلب میرسونه ..
پسرک
رمزو رازی در هر گفتو گویی نهفته است ..
پسرک
بخشش .. این بالاترین لذت .. و اما متضادش حسرت ..
پسرک
این همه راه اومدم .. این همه جون به لب شدم .. نمی دونی چی گذشت .. اما دَم نمی زنم ..
پسرک
چه آرام؛ در خود شکستم ، چه دل تنگ؛ تنها نشستم .. نشسته ام بی هوای تو من .. با تو آرامم پس از این؛ به خدا ..
پسرک
چقد خوبه وقتی تلفنت زنگ می خوره و عزیزی بهت احتیاج داره ...
پسرک
گاهی وی ویو هم دلش تنگ میشه برای رفقای قدیمش !
پسرک
خیلی وقته نسیم خنکی روی صورتم حس نکردم ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 28 روز و 12 ساعت و 2 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 26 روز و 7 ساعت و 4 دقيقه قبل