پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
sorosh
من ياد گرفته ام: مهم نيست كه در زندگي چه داري، بلكه مهم اينست كه چه كسي را داري.
فرشاد
متنفرم من از ته دل از روز جمعه
آناهیتا
توسط پیامک
جرئت ندارم پست بذارم.میترسم دنبالر قطع بشه
azita
برگشتنت همان قدر محال است که خیال می کردم رفتنت . . .
soosi
چی بگم؟ فقط میشه گفت خدایا شکرت....
محمدعلی
انسان فرزند کار و زحمت خویش است . داروین
یاورهمیشه مؤمن
دو راهب که مراحلي از سير و سلوک را گذرانده بودند و از دياري به ديار ديگر سفر ميکردند سر راه خود دختري را ديدند که در کنار رودخانه ايستاده بود و ترديد داشت که از آن بگذرد. وقتي راهبان نزديک رودخانه رسيدند دخترک از آنها تقاضاي کمک کرد. يکي از راهبان بلادرنگ دختر را برداشت و از رودخانه گذراند. راهبان به راه خود ادامه دادند و مسافتي طولاني را پيمودند تا به مقصد رسيدند. در همين هنگام راهب دوم که ساعت ها سکوت کرده بود خطاب به همراه خود گفت: " دوست عزيز، ما راهبان نبايد به زنان نزديک شويم. تماس با آنها برخلاف عقايد و مقررات مکتب ماست. در صورتيکه تو دخترک را بغل کردي و از رودخانه عبور دادي. راهب اولي با خونسردي و با حالتي بي تفاوت پاسخ داد: "من دخترک را همان جا رها کردم ولي تو هنوز به آن چسبيده اي و آن را رها نميکني."
طنیـــــــــــن
14 سالگی بی قرار / 14 سالگی روشن / 14 سالگی بهت زده یا شاید هم مضحک / 14 سالگی هایی که تیر می کشند . . .
لایک

13 سال و 9 ماه و 25 روز و 17 ساعت و 31 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 23 روز و 12 ساعت و 33 دقيقه قبل