پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
شب ها را آرام تر ورق بزن .. حرف هایم جا مانده اند
پسرک
نگاه منجمد به پستی بلندی های 30 درجه و گاهاً 60 درجه ! باران می بارد ...
C u p
خاطره های گریان را جست و جو میکرد آدم!
C u p
میوه ی ممنوعه ی تو را گاز زدم/ کــرم داشت
احسان ضیأیی
زندگي چيست ؟ خوني دل خوردن/ زير ديواري آرزو مردن// رسم دو رنگي آئين ما نيست / يك رنگي باشد روز شبي من //
★فــــــــاطـــمـــه★
خـوب ِ مـ ـن ! سیـب را چیــدم تـا ببـینـی تــ ـو را می خواهـم نـه بـهشـت را …
ܔܜܔܔღ shadi ღܔܜܔܔ
روزهای با تو بودن گذشت و رفت ، هر چه بینمان بود تمام شد و رفت ، عشقت را به خاک سپردم و قلبت را فراموش ، اما هنوز آتش غم رفتنت در دلم نشده خاموش!
علی بی غم
میروم.... میدانید کجا.... زیرسنگ.... من سالهاروی سنگ هاخوابیده ام به پاس لطف سنگ ها آن روز از سنگ ها خواهم خواست که تا ابد روی من بخوابند!.... کارو
مینا پارسایی
پنجشنبه های مزمن ... صفحه صفحه ی تقویم ؛ سپید ... سیاه دوباره ورق ورق ...
یاس
به ساز ِ روزگار میرقصم..
لایک

13 سال و 9 ماه و 25 روز و 17 ساعت و 28 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 23 روز و 12 ساعت و 30 دقيقه قبل