آسمان مال توست.. یادم میاد سوم راهنمایی بودم که اولین شعرمو نوشتم اون موقع غصه ام این بود که چرا بارون میزنه.. اینکه که این ابر کی میخواد بره ..گیر داده بودم که آره آخر این آسمون مال کیه... حالا هم شده قصه امروز.. ابر ها رو کنار میزنیم ولی هنوز یه چیزایی هست که بخواد رنگ آسمون ندگیمونو تیره کنه ... اینکه نفست سرد شه ، چیزای به درد بخور زیادی نبینی دورت این که مه ! این که غبار ! این که غروب ! بشه قصه هر روزه کوچه ی زندگیت .. ایاشلله که این طوری نیست.. امروز روز توئه امروزه که آسمون بت نگاه می کنه تا دستشو بگیری و رو ابرا تابت بده ... تا همه بگن آسمون مال توست رفیق||| این یک سر پایی نوشتم زیاد جالب @پسرکنشد
خوب دیگه..هومن جون...ممنون از پذیراییتون..عالی بود..کیکشم خیلی خوشمزه بود..مبارکت باشه ایشاالله..کادوتو هم یادمون نمیره...
من کم کم میرم لالا...کاری؟امری؟فرمایشی..؟
لایک

13 سال و 9 ماه و 28 روز و 15 ساعت و 36 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 26 روز و 10 ساعت و 37 دقيقه قبل