پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
گاهی حس می کنم دنیای من تمام شده .. دیگه واسه چی زنده موندم .. نمی دونم .. هی .. هی کاش بودی و روزامو میدیدی ...
پسرک
همین دیشب بوود که جان گرفت این تنِ خسته ام .. حالا چه کنم ؟! ..
پسرک
من با اون لبخند کج و معوج رو لبم .. اونم با اون حالت جدیه همیشگی .. صداش تووگوشمه .. "نترس دوست دارم ." (این دفعه با یک نقطه تموم شد)
پسرک
این سایه ایی که پشت در اتاق افتاده.. نه .. اینم تو نیستی .. می دونم که تونیستی ..
پسرک
خر ما از کُرگی عر عر می کرد .. ببین نیستی کل ضرب المثلا هم تغییر کرده .. بیخیال هذیون بود
پسرک
سرش وگذاشته بوود روو شونم ، آروم نفس میکشید .. منم مث همیشه خسته ، کوفته .. اما وقتی پیشم بود یه حس آرامش خوبی توو وجودم موج میزد که خستگیم باربندیلشو میبست از تنم .. هیچوقت راجع به حسم به خودم دروغ نگفتم اما به بقیه چرا؛ زیاد دروغ گفتم .. نـــــــــه! یه لحظه حس نبودنش اومد تو سرم .. بدجوری بغض کردم .. نه اینم دروغ نبود ..
پسرک
مرد کارش بازی با احساساته ! زن بازی با کلمات ..
پسرک
نیستی ولی هنوز میبینمت تورو مقابلم .. این لحظه های تلخ پس کی تموم میشن ..
پسرک
و خراب می کند انسان به واسطه ی کلام ... و گند میزند .. گند ..
پسرک
می گویند تقوا از تخصص لازم تر است، آ نرا می پذیرم، اما می گویم: آنکس که تخصص ندارد و کاری را می پذیرد، بی تقواست. دکتر چمران
پسرک
از بس این چایی داغه داره لبامو میسوزنه .. هه .. محسن از اونور می خوونه هروقت دلت میسوزه میمیرم ... هه سوختن و سوختن و سوختن ..
پسرک
يعني ميشه من بيام در بزنمو توو درو به روووم وا نكني ؟!
پسرک
هميشه نيمه خالي رو ميبينم ... هميشه فك مي كنم خدا رو سوي قبله ميشه پيدا كرد ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 27 روز و 17 ساعت و 15 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 25 روز و 12 ساعت و 17 دقيقه قبل