پسرک
من به اشک هایم مشکوکم .. هنوز بوی تورا میدهند ..
پسرک
همیشه دوس داشتم یه آدم سر بزیرو معمولی باشم ..
پسرک
گاهی ارزش هارو قاطی می کنم !
پسرک
غذامو زوود می خورم ... معمولاً وقت غذا زیاد به غذام نگاه می کنم .. حرف نمیزنم ! حواسم به غذامه !
پسرک
از بس تو خوبی .. می خوام تو باشی توو کلِ رویاهام ...
پسرک
مامان میگه چرا اینجوری نفس میکشی .. میگم سرما خوردم .. برام قرصای جورواجور آورد .. خوردم .. بش دروغ گفتم ..
پسرک
روزهایی که دستم زیر چانه ام است خیلی بیشتر از روزهایی ست که زنده ام ...
پسرک
همه ش حرف حرف حرف .. کار را تو کردی که آمدیو همه چیز را بردی و رفتی ..
پسرک
باز رفته ایی .. لحظه هایی که بی تو سپری می شوند .. یادم نمی آیند .. غم شادی .. مرگ .. زندگی .. میشود مرا خلاص کنی؟!
پسرک
فقط یادمه دیگه صدات نبود .. سرمو گذاشتم گوشه دیوارِ سردو یخ زده .. مُردَم ..
پسرک
تنها باوری که که از خودم دارم مربوط به توست ..
لایک

13 سال و 9 ماه و 27 روز و 21 ساعت و 17 دقيقه قبلمرسی
13 سال و 9 ماه و 25 روز و 16 ساعت و 19 دقيقه قبل